فرزند شهید معزز رحیمی: برای من پدر اسوه صبرو شجاعت

خراسان رضوی_سکینه رحیمی فرزند شهید معظم قربانعلی رحیمی، رفتار نیکو و کمک به فقرا و نیازمندان را از جمله صفات پسندیده در سیره و رفتار ایشان عنوان کرد.

به گزارش امور زنان و خانواده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در راستای سلسله برنامه‌های بزرگداشت چهلمین سالگرد دفاع مقدس(کارگروه زنان و خانواده)، طرح مصاحبه بانوان معزز فرزند شهید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: با موضوع « شهید در تجارب زیسته یادگاران شهید » به‌مناسبت چهلمین سالگرد دفاع مقدس:

لطفا خود را معرفی کنید و در خصوص توانمندی‌هایتان سخن بگویید؟

اینجانب سکینه رحیمی فرزند معظم شهید قربانعلی رحیمی متولد 1362 با مدرک کارشناسی رشته کتابداری و اطلاع رسانی با عنوان کارشناس فرهنگی درسال94 در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی چناران مشغول به کار شدم و پس از آن در سال99 به عنوان کارشناس کارگزینی در معاونت توسعه، مدیریت و منابع انسانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی آمدم و تاکنون در این حوزه مشغول به خدمت هستم .

لطفا پدر بزرگوارتان را معرفی کنید؟

پدر من در سال 1365 به فیض شهادت نائل گردید ایشان از همان ساله ای اوایل جنگ به عضو بسیج درآمدند.

پدرم از سال ها قبل برای رفتن به جبهه اهتمام داشتند و با پافشاری و اصرار خودشان نهایت داوطلبانه راهی جبهه شدند و در بهمن سال 65 در عملیات والفجر کربلای 5 به شهادت رسیدند.

 در این عملیات حسین رحیمی برادر بزرگترم نیز پدر را همراهی می کردند که چند روز قبل از عملیات به اصرار پدر برای ردفتق امور به منزل بازگشتند هنوز چند روزی از حضور برادر در کنار خانواده نگذشته بود که خبر شهادت پدر را اطلاع دادند و درتاریخ 22 بهمن ماه سال 65 در قطعه شهدا بهشت رضا آرام گرفتند.

لطفا برای ما از خاطرات کودکی بگویید؟

من هم همانند حضرت رقیه سه ساله بودم که پدرم به شهادت رسید و همانند پرستو به سرزمین عشق که سالیان سال آرزویش را داشت کوچ کردو رفت، خیلی وقتا که دلم می گیره قاب عکسش را بغل می گیرم و ساعت ها اشک می ریزم و خودم را سبک می کنم همه می دانند دختر عاشقانه پدر را دوست دارد و پدر مامن آرامش اوست اما من از این نعمت برخوردار نبودم

من در خانواده مذهبی به دنیا آمدم و  فرزند آخر خانواده هستم به خودم می بالم که فرزند مردی غیور و قهرمان هستم من به این فداکاری پدرم و امثال او افتخار می کنم

خاطراتی که من از پدرم دارم بیشتر از گفتار نزدیکان و آشنایان است . از مادرم که می گوید تو را هم نام دختر امام حسین(ع) گذاشت می شنوم که پدرم جوانی دلیر و قهرمان بود و محبت خود را از کودکان فامیل دریغ نمی کرد .

پدر در اجرای صله رحم در فامیل زبانزد بود به طوری که هر هفته به دیدار اقوام می رفتند و درصورت نیاز کارهای آنها را انجام می دادند.

خاطرات شیرین دوران کودکی را بدون پدر و با محبت و دست نوازش مادر و برادران بزرگترم سپری کردم .

تمام خوشی های آن دورانم خانواده بودند . مادرم تمام تلاش خود را می کرد که ما احساس کمبود پدر را نداشته باشیم .پس از دوران کودکی ورفتن به مدرسه زمان کنکور فرارسید و من دراین آزمون در رشته کتابداری و اطلاع رسانی قبول شدم و وارد دانشگاه شدم تحصیلات این دوران را در دانشگاه امام رضا(ع) با سربلندی و پشتوانه ی قوی مادرم به اتمام رساندم بعد از تحصیلات به دنبال کار بودم و اکنون در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی مشغول به کار هستم .

 موفقیت های امروزم را مدیون زحمات بی شائبه ی مادرم و دعای خیر پدرم هستم می دانم که او مرا می بیند و دعا می کند.

در آخر می خواهم به تمام فرزندان شهدا بگویم که هیچ وقت احساس نا امیدی و شکست نکنند چرا که خداوند همواره ماست و

و ظیفه ما سنگین تر از دوران جبهه و جنگ است ما هم باید با نیروی عقل و ایمان و جهاد فاطمی از ایران عزیزمان دفاع کنیم و سعی کنیم که سنگر را برای دشمن خالی نکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *