فرزند شهید جلالی فر: خصوصیت بارز پدرم توجه ویژه به نماز و بیت المال بود

«سیده سعیده جلالی فر» دختر شهید جلیل القدر «سید رضی جلالی فر»، با بیان اینکه خصوصیت بارز پدرم توجه ویژه به نماز و بیت المال بود، اظهار کرد: وی جانش را نیز فدای بیت المال کرد و در این راه تسلیم خدا شد.

به گزارش امور زنان و خانواده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،گفت و گوی زیر در راستای سلسله برنامه‌های بزرگداشت چهلمین سالگرد دفاع مقدس (کارگروه زنان و خانواده) – طرح مصاحبه با بانوان معزز فرزند شهید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با موضوع «شهید در تجارب زیسته یادگاران شهید» – به همت امور زنان و خانواده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهیه و تقدیم حضورتان می شود:

* لطفا خودتان را معرفی کنید.

سیده سعیده جلالی فر فرزند شهید سید رضی جلالی فر، دارای مدرک کارشناسی رشته ادبیات نمایشی دانشکده هنر و معماری تهران هستم و در حال حاضر به عنوان کارمند اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان مشغول می باشم. بنده متولد سال 1362 بوده و قبل از باز شدن چشمانم به دنیا، پدرم را از دست دادم. مادرم نیز تنها با 2 ماه زندگی مشترک با پدرم ایشان را از دست داد.

* لطفا پدر بزرگوارتان را معرفی کنید.

از خصوصیات پدرم توجه ویژه به نماز و بیت المال بود زیرا جانش را نیز فدای بیت المال کرد و در این راه تسلیم خدا گردید. ایشان در راه مبارزه با منافقینی که برای گرفتن تسلیحات جهت انجام عملیات مسلحانه بودند تا آخرین نفس مقابله کرد تا از اسلحه خود محافظت کنند و منافقین کوردل با زدن بیش از بیست ضربه چاقو نتوانستند او را از این کار بازدارند و بالاخره بعد از کنکاش های متوالی و ضربه های شدید ایشان تسلیم حق شد. او با تمام توان قصد محافظت از جان ومال مردم را داشت هر چند که به راحتی می توانست اسلحه خود را در قبال تهدید به مرگ تسلیم آنها کند و نجات یابد ولی این کار مغایر آرمانش بود و به همین دلیل تسلیم حق شد. هرچند با شهادتش من از جسم او محروم شدم ولی پیوسته حضور روح ایشان را در کنار حود احساس می کنم و برکت همین حضور حتی بیشتر از یک انسان کاملا زنده و بارز بوده است.

* از خاطرات پدر بزرگوارتان برای ما بگوئید.

تنها چیزی که از پدرم می دانم خاطره ها و تعاریف اطرافیانم در مورد ایشان است هر چند گاهی این خاطره ها به حدی شیرین و زیبا است که خودم را در کنار آنها متصور می شوم. در دوران طفولیت درک این مسئله و عدم حضور پدر برایم عجیب بود و حتی گاهاً اطرافیانم را به نام پدر صدا می کردم. دیدن کودکانی که دست در دست پدرانشان دارند حتی همچنان قلبم را می لرزاند. خاطره مادرم برای اولین باری که او را در زیر سنگ قبری معرفی کرد هنوز جلوی چشمانم است و من ناباورانه با نگاهی کودکانه او را از زیر سنگ ها می طلبیدم.

* چه زمانی متوجه شدید فرزند شهید هستید و چگونه با خلا نبود پدر کنار آمدید؟

هیچ زمانی نمی توان خلا نبود هیچکدام از والدین را متصور شد و من تنها به آن عادت کردم. ولی همیشه جایگاه خالی آن را تا پایان عمر حس می کنم.

* نظر شما در باره تعلق داشتن به خانواده شهدا به عنوان یک الگو چیست؟

تعلق به خانواده های شهدا و ایثارگر به عنوان سرمشق اخیرا در جامعه کمرنگ شده است زیرا فرهنگی که باید این تعلق را حفظ کند متاسفانه رو به افول است؛ به همین دلیل تنهایی و چشم های سوال برانگیز جامعه گاهی با همراهی وهمدلی و گاهی با بی انصافی با ما همراه بوده است. جامعه ای که متاسفانه گاهی نمک بر زخم نبودن پدر می زند و این رسم روزگار است که حقایق زندگی همیشه با آرمانی که در سر و دل دارید متفاوت است.

حال در آستانه چهلمین سالگرد دفاع مقدس به نظر باید نگاه واقع بینانه ای به این امر کرد. شهدا را زمینی کرد بدون غلو گرایی ها و دست نیافتنی بودن ها این امر و حقایق زندگی، ارتباط مردم و جامعه را با شهدا تقویت می کند. شهدا انسان هایی از همین خاک هستند که هر کدام عشقی در دل داشتند. خود را از آن عشق محروم کردند تا به عشقی والاتر دست یابند.

در پایان کلام؛ شعری را تقدیم به پدر می کنم:

دلم رنجیده می گیرد از این دلواپسی های پر از تردید که می آید! نمی آید!

ندایی از افق آمد ندای مهر فرزندی

دریغ از یک کلام عشق؛ دریغ از هیچ پیوندی

شکوه نوبهار من در آن نوزایش هستی

بدون واژه آدم

بدون سوزش یک لحظه ای از درد

پر از غوغای هردم شد

چه غوغایی؟ نمی دانم!

که از هرم نفس هایش صدایم گنگ و مبهم شد

دلم بیهوده می گیرد از آن نقبی که مشکل زد

از آن تنهایی سنگی که جانم را به خاتم زد

همیشه انتظار او کلیدواژه ای مبهم

پدر آن حرف نا پیدا که در این جدولم حل شد.

نگارش شعر: 11 تیرماه 1390

سیده سعیده جلالی فر

فرزند شهید سید رضی جلالی فر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *