برخی ناشران سوژه‌های دفاع مقدس را می‌سوزانند

غلامحسین قاسمی، سوژه‌سوزی به‌دلیل بی‌توجهی به خاطرات مردمی و یا بی‌توجهی به تولید با کیفیت به‌ویژه ظاهر کتاب را آفت فعالیت ناشران حوزه دفاع مقدس می‌داند.
خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، ظهور ترکیب «کتاب دفاع مقدس» با انتشار کتاب «وقتی که دود جنگ در آسمان دهکده دیده شد» در سال 1359 وارد ادبیات داستانی ایران شد (براساس مقاله محمد حنیف، پژوهشگر ومنتقد ادبی / روزنامه ایران 6 مرداد 1399). تاثیرات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جنگ تحمیلی موجب شد تا این قالب بعد از پایان هشت سال جنگ، همچنان حفظ شود و صنعت نشر فعالیت ناشران حوزه دفاع مقدس را تجربه کند. ظهور ناشران فعال در این حوزه، براساس مطالبه و وجود ظرفیت بالای بازار برای تولید و عرضه کتاب‌های دفاع مقدسی بوده است. هرچند نمی‌توان آمار دقیقی از میزان فروش کتاب‌های این حوزه ارائه کرد اما مشاهدات میدانی از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و یا برگزاری نمایشگاه اختصاصی و یا رویداد‌ کتاب سال دفاع مقدس نشان می‌دهد بازار این کتاب‌ها حتی بعد از گذشت چهار دهه از آغاز جنگ تحمیلی، گرم و پر‌رونق بوده و به بخشی جدی و قابل اعتنایی از بازار نشر کشور تبدیل شده‌است.

غلامحسین قاسمی، مدیر‌مسئول انتشارات ستارگان درخشان، یکی از ناشران فعال در حوزه دفاع مقدس، معتقد است؛ پر‌‌فروش‌ترین کتاب‌‌های بازار نشر ایران متعلق به کتاب‌های حوزه دفاع مقدس است. هرچند که در عین‌حال سوژه‌سوزی و نبود نگاه تخصصی را آفت کار ناشران این حوزه می‌‌داند.

وضعیت جریان تولید و بازار‌یابی در حوزه نشر دفاع مقدس چگونه است؟
تاکنون قریب به 19 هزارعنوان کتاب در حوزه دفاع مقدس با محوریت مرجع‌ها، کارنامه عملیاتی یگان‌ها، مباحث تاریخ شفاهی همچنین شعر و رمان منتشر شده‌است. به نظر می‌رسد در حوزه آثار دفاع مقدس، دو بحث شامل نشر این آثار و انتقال مفاهیم آن وجود دارد. نخست اینکه در عمل نتوانسته‌ایم مباحث اصلی، پایه‌ای و بزرگ دفاع مقدس را به‌درستی منتقل کنیم که این اشکالات در روش‌های ارائه و هدف‌گذاری قابل بحث است.

فعالیت در عرصه فرهنگی از‌جمله کتاب، تابع چند اصل تولید، تبلیغ و عرضه است و قاعدتا موفقیت یک اثر در بازار تولید، باید متناسب با ذائقه، سلیقه و علاقه‌مندی مخاطب باشد. البته در این جریان، نکات تربیتی نیز در نظر است؛ به‌طوری که کتاب با توجه به ذائقه تولید و با جذب مخاطب، اهداف تربیتی خود را دنیال می‌کند؛ اما از تولید تا عرضه کتاب‌های حوزه دفاع مقدس، اشکالاتی از‌جمله بی‌توجهی به مخاطب، معیار‌های ایجاد جذابیت‌؛ به‌ویژه در مرحله شناسایی، انتخاب و روایت سوژه‌‌ها‌‌ وجود دارد.

می‌دانیم بخشی از کتاب‌های دفاع مقدس، متاثر از تولیدات سفارشی برای نهاد‌های مختلف است که بعضا در قالب هدیه و با شمارگان بالا منتشر می‌شوند. به نظر شما این موارد چه میزان از بازار پرفروش‌های کتاب سهم دارند؟
پر‌فروش‌ترین کتاب‌های کشور متعلق به آثار حوزه دفاع مقدس است.

با قطعیت می‌گویید؟
بله؛ البته این صحبت درباره عرضه بخشی از 19 هزار عنوان کتاب این حوزه، به‌صورت سفارشی و هدیه را کاملا قبول دارم و قاعدتا این کتاب‌ها به‌دلیل همین روش توزیع، به‌اصطلاح جا‌ی پایی برای خود پیدا نکرده‌؛ چراکه براساس همین منطق و اصول فعالیت‌های فرهنگی که پیش‌تر اشاره کردم، تولید نشده‌اند. تاکید دارم که نوعا کتاب‌های پرفروش بازار نشر متعلق به حوزه دفاع مقدس هستند؛ چراکه براساس اصول -از‌جمله توجه به سوژه فوق‌العاده خوب و استفاده از نویسنده مسلط به فنون نویسندگی- تولید شده‌‌اند. بنابراین؛ برخی از ناشران حوزه دفاع مقدس در مخاطب‌سنجی خیلی خوب عمل کرداند و موفق شدند با اقدامات قابل‌توجه، مشتری را به مشترک یا همان مخاطب پیگیر تبدیل کنند. البته ناشران گاهی سوژه‌‌سوزی می‌کنند و با وجود اینکه موضوع قابل‌توجهی در اختیار دارند، موفق نمی‌شوند آن‌ را به کتاب پر‌فروشی تبدیل کنند.

چرا ناشران در تبدیل سوژه‌های جذاب به کتاب، ناکام می‌مانند؟
تیدیل سوژه به کتابی موفق به اصطلاح به فناوری نیاز داریم؛ شبیه آنچه برای ماده معدنی طلا اتفاق می‌افتد که از یک ماده خام به جواهر تبدیل می‌شود. در حوزه نشر دفاع مقدس نیز این فرآیند باید با تکیه بر فناوری‌، طی شود تا سوژه ناب به محصول قابل عرضه در بازار تبدیل شود.

به‌نظر می‌رسد یکی از دلایل ناکامی ناشران در تولید آثار موثر و موفق در بازار، دسترسی اندک پدیدآورندگان به اسناد سال‌‌های دفاع مقدس است. این طور نیست؟
تاثیر‌ دسترسی به منابع در تولید آثار تاثیر‌گذار را قبول دارم اما برای آن سهم یک درصدی قائل هستم؛ چراکه بسیاری از سوژه‌های ناب، جنبه سری و طبقه‌بندی ندارند. به‌عنوان مثال؛ کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خاطرات 48 ساعته شهید علی خوش‌لفظ است. توجه داشته باشیم به تعداد رزمندگان حاضر در هشت سال دفاع مقدس، سوژه برای تبدیل شدن به کتاب وجود دارد که بسیاری از آن‌ها به‌عنوان اسناد سری قلمداد نمی‌شوند. از‌جمله خاطرات مادران شهدا؛ مثل مادر شهید همت و یا تجربه زندگی شهری و به‌اصطلاح پشت جبهه‌ها در دوران دفاع مقدس.

یکی از وجوه بحث ایجاد جذابیت برای کتاب‌های دفاع مقدس توجه به جذابیت فیزیکی و کیفیت ظاهری کتاب است. نگاه به نمونه‌های موفق آثار در کشور‌های صاحب تجربه جنگ نشان می‌دهد، ناشران حوزه دفاع مقدس چندان در این حوزه با قدرت ظاهر نشده‌اند. ارزیابی شما چیست؟
تنها بخشی از تولید کتاب از‌جمله در حوزه دفاع مقدس به توانمندی و تسلط نویسنده مربوط می‌شود و بخش دیگر به ظاهر کتاب، از‌جمله به طراحی جلد، رنگ و یا کیفیت کاغذ وابسته است؛ چراکه مخاطب پیش از مطالعه کتاب با ظاهر کتاب ارتباط می‌گیرد. بنابراین؛ اگر کتاب‌ها از این نظر، جذاب نباشند، در فروش نیز موفق نخواهد شد.

به‌نظر می‌رسد بی‌توجهی به ظاهر کتاب از‌جمله در حوزه دفاع ‌مقدس در یک آسیب قدیمی در حوزه نشر ریشه دارد، یعنی نبود بنگاه‌های تخصصی نشر که باید متشکل از تحریریه قوی، ایجاد واحد‌های ویژه طراحی جلد، صفحه‌بندی، گرافیک و دیگر بخش‌ها است.
ناشران نوعا به‌عنوان چاپخانه‌دار، خودشان را دیدند تا ناشر! یعنی همان نگاه سنتی در نشر؛ در‌حالی‌که دفتر نشر باید از مدیریت هنری تا دفتر بازاریابی نشر داشته باشد تا بتواند در بازار موفق باشد. یکی از تجربه‌های موفق شخصی در بحث کیفیت کتاب‌های دفاع مقدس استفاده از فناوری واقعیت افزوده در تولید کتاب‌‌های دفاع مقدس است. این فناوری به مخاطب اجازه می‌دهد تا با مفاهیم این حوزه ارتباط برقرار کند. بعد از تولید نخستین «مستند‌کتاب» براساس کتاب «گردان قاطرچی‌ها» در آینده نزدیک به تولید مستند‌کتاب‌های جدید اقدام خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *