باید برشی جدید از دفاع مقدس و متناسب با ذائقه مخاطب امروز ارائه دهیم

غلامرضا شیرالی می‌گوید: ذائقه مخاطب امروزی تغییر کرده و باید تلاش کنیم با نیازسنجی مخاطب، برشی جدید از دوران دفاع مقدس به جوانان ارائه دهیم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خوزستان، غلامرضا شیرالی متولد 1347 اهواز است. شیرالی از 13 سالگی راهی جبهه‌های جنگ شد و تا سن 18 سالگی به‌طور متناوب در عملیات‌های مختلفی چون: والفجر مقدماتی، پدافندهای متفاوت، والفجر 8 و کربلای 4 شرکت کرد. سرانجام در دی‌ماه سال 1365 به اسارت نیروهای بعثی درآمد و پس از چهار سال اسارت در اواخر شهریورماه سال 1365 آزاد شد. وی که جانباز 45 درصد است، به گفته خودش زمانی که اسیر بود، نامش در فهرست مفقودالاثرها قرار گرفته بود و حتی تابلوی شهیدش را آماده کرده بودند؛ تابلویی که در حال حاضر به عنوان یادبود در منزلش آن را نگهداری می‌کند.

شیرالی لیسانس حقوق و فوق لیسانس مدیریت اجرایی دارد. از سوابق کاری شیرالی می‌توان به مدیریت منایع انسانی شرکت کارون، عضو هئیت مدیره شرکت گاز، رئیس بررسی طرح‌ها و مقررات اداری مناطق نفت‌خیز جنوب، رئیس امور ایثارگران مناطق ملی نفت‌خیز جنوب، رئیس امور حقوقی مناطق ملی نفت خیز جنوب و… اشاره کرد. وی همچنین سالیان متمادی به‌عنوان راوی دفاع مقدس خاطرات این دوران را برای علاقه‌مندان روایت کرده است. به مناسبت هفته دفاع مقدس پای صحبت‌های این راوی دوران دفاع مقدس نشستیم.

با توجه به خاطرات زیادی که در زمینه‌ دفاع مقدس نوشته شده و حجم انبوه کتاب‌های این حوزه، چرا در ارائه این تصویر به نسل جدید، نتوانسته‌ایم موفق عمل کنیم؟ 

بله، دقیقا درست است. همیشه در نقل محافل دوستانی که سال‌ها در اسارت بودند، به محدود بودن مخاطب آثار چاپی دفاع مقدس اشاره می‌شود. چند سال پیش مهمان برنامه خندوانه بودم البته زمانی‌که فقط به یک شبکه اختصاص داشت. در آن برنامه یکی از خاطرات دوران دفاع مقدس را به‌زبان طنز روایت کردم و صدای خنده مخاطبان در سالن پیچید. به اعتقاد من مطالب باید با زبان مشترکی تعریف شود تا مخاطب بتواند با آنها ارتباط برقرار کرده و به درک درستی از موضوع برسد.

متاسفانه این تبدیل به یک عادت شده که فقط درباره جنگ از گریه و زاری و غم و تلخی آن گفته شود. در حالی‌که بیشتر اوقات ما در دوران جنگ، به خنده و شوخی می‌گذشت. البته ناگفته نماند، روزهای سخت زیادی را هم گذراندیم که با گریه همراه بود. ما از جنس مردم عادی بودیم. تافته جدا بافته‌ای نبودیم که از آسمان به زمین آمده باشیم. تنها تحت شرایطی قرار گرفتیم. پس نباید در بازگو کردن خاطرات جنگ زیاده‌روی کنیم. بلکه باید تلاش کرد که روایت‌ها و خاطرات به همان شکل تعریف شود.  وقتی بیشتر کتاب‌هایی را که در این زمینه نوشته شده است، مطالعه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که جوسازی زیادی در این زمینه انجام شده و نویسندگان قصد دارند رزمندگان را موجودات فرازمینی بدانند. باید خاطرات موثق و تلخ را با گویش دیگری به خواننده انتقال دهیم. چه بسیار جوانانی که جزو شهیدان مدافع حرم شدند. دفاع هم همین بود. غیر از این، غلو کردن است و نتیجه این می‌شود که نتوانسته‌ایم آثار این دوران را به‌درستی به مخاطب منتقل کنیم.

بر اساس سخنان شما برای جذب مخاطب در زمینه دفاع مقدس باید از چه راهکاری استفاده کنیم؟

اجازه دهید با یک مثال این مطلب را باز کنم. شبکه‌های بیگانه تاثیر زیادی بر مخاطب دارند. در ابتدا ذهن مخاطب را آماده می‌کنند. سپس با همسان‌سازی و همدلی مسائل را به گونه‌ای که مورد تاییدشان است، آن را پیش برده و هدفشان را در دل برنامه‌ها جا می‌دهند. اما در مقابل آن‌ها ما نتوانستیم چنین کاری انجام دهیم. ما در برابر مردم جبهه‌گیری کرده و سفت و سخت ایستاده‌ایم. باید همانند فیلم‌های مستند هیجانی که آثارشان در اذهان مردم باقی می‌ماند، بتوانیم در زمینه نقل خاطرات شفاهی، تدوین و مکتوب کردن همین تاثیرگذاری را داشته باشیم. ذائقه مخاطب جدید تغییر کرده است. در ابتدا باید بر اساس نظرسنجی نیاز مخاطبان را بشناسیم و سپس با برشی تازه تغییر و تحول این دوران را به نسل جدید  علی الخصوص جوانان معرفی کنیم.

بارها دیده شدی افرادی راوی هستند که سن آنان با دوران جنگ تناسبی ندارد. شما به‌عنوان فردی که سال‌ها روایتگر جنگ بوده‌اید، آیا راویان جدید می‌توانند آن تاثیرگذاری و جذابیت را برای مخاطبان ایجاد کنند؟

بعضی از افراد دارای یک سری محدودیت‌ها و معذوریت‌ها هستند و به دلایل متعددی نمی‌توانند راوی باشند. شاید یادآوری خاطرات تلخ برایشان آزاردهنده است، سنشان بالا رفته و.. باید این مسیر ادامه پیدا کرده و استمرار داشته باشد. روایتی از تاریخ گذشته همچون روضه کربلا سال‌ها سینه به سینه انتقال یافته است. در مورد دفاع هم باید این خاطرات به دیگران منتقل شوند. بعضی جوان‌ها فراگیری بالایی دارند اما زمانی‌که می‌خواهند روایت کنند؛ به گونه‌ای صحبت می‌کنند که دچار مشکل می‌شوند. مثلا راوی جوان در حال روایت کردن است چنان با هیجان تعریف می‌کند و می‌گوید: خودم در صحنه نبودم اینجا بودیم این اتفاق افتاد و… مخاطب در ذهنش این سوال پیش می‎آید که چرا راوی خاطرات را ضد و نقیص بیان می‌کند. اینجاست که روایتگری راوی آسیب می‌بیند و علاوه بر اینکه مخاطبش را از دست می‌دهد، موجب می‌شود روایت از نظر جذابیت تاثیرکمتری بر شنونده ‌بگذارد. باید آموزش‌های صحیح به راویان داده شود. حفظ کردن به تنهایی بدون داشتن اطلاعات درست کافی نیست.

غلامرضا شیرالی هنوز هم آن تابلوی شهادتش را که در زمان اسارت او برایش ساخته بودند، در منزل نگهداری می‌کند
اجازه دهید خاطره‌ای تعریف کنم. روزی با خانواده به شلمچه رفته بودیم. در مسیری چادری با  نقشه و ماکت قرار داده بودند و فردی نظامی با درجه‌ی بالا در حال روایت کردن عملیات‌ها بود. به قسمت رودخانه اروند که رسید، به جای اروند گفت: «شط العرب» و چند بار تکرار کرد. به طور نامحسوس کنارش رفتم و گفتم: شط العرب قسمتی است که رودخانه دجله و فرات را تقسیم می‌کند، این قسمت را باید بگویی اروند. اما گوشش بدهکار نبود و دوباره حرف خودش را تکرار کرد. اروند  حتی در شاهنامه فردوسی آمده و قدمت تاریخی دارد. مربوط به این دوران نیست که بتوان در آن دخل و تصرف برد و عوض شود.

راوی باید به مسائل تاریخی اشراف کامل داشته باشد. از زمان عثمانی اتفاق‌هایی افتاده که تبدیل به جنگ شده در طول دوران‌های مختلف با جنگ روبه رو بوده‌ایم  و مختص به جمهوری اسلامی، صدام و عراق نیست. راوی جنگ ایران و عراق باید تسلط کافی به تاریخ داشته باشد و روایتگر باید همه اقشار را در حد توانش مورد خطاب قرار دهد. برای هر سنی یک موضوع را تعریف کند. سخنان راوی‌ها نگارش، ضبط و مستند می‌شود و چه بسا این سخنان بر علیه خودشان استفاده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *